فصل انتظار

متن مرتبط با «مامان نصفه نیمه» در سایت فصل انتظار نوشته شده است

وروجکهای نصفه نیمه

  • نیلوبلاگ

    عصبی مدارک رو توی پوشه میچپانم. یک بغض نشسته توی گلویم و دلم میخواهد کسی چیزی بگوید و من بشکنمش. سونوگرافی بیست روز پیش، سونوی سه ماه پیش، آزمایش بعد از عمل، سونوی قبل از عم، آزمایشهای مهربان و کلی دیگر از این مدارک که گاهی آینه دقم میشوند. پایم جان راه رفتن ندارد. میکشانمشان روی زمین. مضطرب به ...

    ادامه مطلب
  • مامان نصفه نیمه

  • نیلوبلاگ

    کی جز من می دونه که منم دوبار مادر شدم نصفه نیمه، کسی صدام نمیزنه مامان... اما منم مامانم... خواهر بزرگتر همیشه مادر دوم و کوچولوی خواهر برادرای کوچکتر میشه. مادری رو جرعه جرعه یاد میگیره و دقیقه دقیقه دلواپس میشه. وقتی مادر شدم وقتی بچه مو بغل کردم ذل می زنم تو چشای هر سه نفرتون و میگم من مادری رو با شماها تجربه کردم هرچند صدام میزنین آبجی و خواهر... نور چشمام، عزیز دلم، بهونه تپش های قلبم مواظب خودتون باشین... تصور خار تو پای یکیتون قلبم رو مچاله میکنه......

    ادامه مطلب