چد روز پیش میان درد و اشک و ناله رفتیم بیمارستان. یک سرم و آمپول سرپایم کرد و سریع رفتیم دکتر. دکتر هم سونو نوشت و سونو معلوم کرد چندتا از فولیکولهای بازیگوشی کردهاند و جلوی راه
تخمک ها را بسته اند و باد کردهاند و برای باز کردن دل گرفته ام بادکنک ساختهاند. دکتر میگوید تخمک هایت جان پاره کردن فولیکول را ندارند. ولی من باور دارم که فولیکولهای من جلوی راه تخمک را سد کرده اند و تخمک بیچاره ام کز کرده کنج فولیکول پر آب و منتظر است رضایت بدهد به پاره شدن. تا شاید یک شاهزاده سوار بر اسب تازان بیاید و یکی بشوند.
همه چیز خوب است. دکتر مطمئنم کرده مشکلی پیش نمیآید. ته ته دلم چند زن در حال رخت شستن بسر میبرند که میخواهم از خدا اجازه بگیرم و هر چه خانم والیانی گفت چشم بگویم و بروم توی دل خطر.
پینوشت: سندرم فولیکول پاره نشده یک سندرم دردسر ساز است. متاسفانه بعد از عوض کردن چند دکتر این بار خانم دکتر والیانی به لطف خدا که درد فرشته نجات آدمی است را فرستاد سراغم و به همه کمک کرد جریان را بفهمند.
فصل انتظار...
ما را در سایت فصل انتظار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 9
تاريخ: چهارشنبه
24 شهريور
1395 ساعت: 11:57