
خدایا بی تو زندگی شبیه بادبادکی است که در هوا رها شده... میرود. بی هدف. اگر روی زمین بیوفتد دیگر محال است بلند شود. اگر اوج بگیرد دیگر محال است کنترل شود. سر راهش ممکن است هزار شاخه برنده باشد که بدرتش. رقصش قشنگ نیست میان اسماپ. تماشاچیان را دلهره میدهد. اضطراب افتادنش همیشه توی قلب موج میزند. بی تو زندگی من چون بادبادکی است که نخی ندارد. یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ | 15:50 | هدی | | ...
ادامه مطلب
فردایش صبح از خواب بلند شدم، صدای بهم خوردن ظرفها نشان میداد مادر زودتر بیدار شده، بیرون آمدم و صورت تکیدهاش تا عمق جانم را سوزاند. سلام کردم. رفتم توی حمام. بغض کردم. دوش را باز کردم. قول دادم قویی باشم. ولی دل گرفته مهربان و مادر شعله قلبم را میگداخت. یادآوری اینکه ممکن است تنها امروز زن باشم و از فردا تنها شبیه یک زن باشم جانم را به درد میآورد. فکر کردم من بدون تخمدان چه شکلی میشوم. جایشان سوخت. دلم برایشان تنگ میشد. دست گذاشتم رویشان و گفتم شاید بشود پیوند تخمدان داد، فکر مسخرهای بود. به خود...
ادامه مطلب
خستهام.. نه از نداتن یک فرزند... از علم جدید، از پزشکی مدرن، همان پزشکی که مرا به این جا رساند، کیست کوچک چهار میلی متری تبدیل شده است به کیست xa0چهارده سانتی و تازه یادشان آمده خطرناک است، نکند حادثه ساز شود، دردهای کم و زیاد چسبیدهاند به جانم و زندگی من و عزیزانم را درگیر کرده و تازه یادشان آمده که تشرها و بدخلقیهایشان را به من بزنند... تمام این سالها خدا پشت من بوده و اینترنت که نکند فلان درد افتاده به جانم و دکتر بررسی کرده و گفته بله... هفت هشت سال است درگیر دکترها و منشیهایی هستم که درد را...
ادامه مطلب
غمهایم میان آوار نگاهت جا مانده... میان آن لبخند سهمگین که عاشقانه به من میدوزی.. میان دوستت دارم های گاه و بیگاهت.. میان دست نوازشت.. میان دعاهای بیریا و عاشقانهات.. یک شب که خواب بودم همه را با برداشتهای و دفنش کردی. همان شب که ناله میکردم و تو تماشایم کردی، بغلم کردی، برایم آیة الکرسی خواندی و از معبودت برایم کرور کرور آرامش خواستی. به اندازه تمام شادیهای دنیا ممنون هستم. مهربانم همسرم همراهم.xa0...
ادامه مطلب
چد روز پیش میان درد و اشک و ناله رفتیم بیمارستان. یک سرم و آمپول سرپایم کرد و سریع رفتیم دکتر. دکتر هم سونو نوشت و سونو معلوم کرد چندتا از فولیکولهای بازیگوشی کردهاند و جلوی راه تخمک ها را بسته اند و باد کردهاند و برای باز کردن دل گرفته ام بادکنک ساختهاند. دکتر میگوید تخمک هایت جان پاره کردن فولیکول را ندارند. ولی من باور دارم که فولیکولهای من جلوی راه تخمک را سد کرده اند و تخمک بیچاره ام کز کرده کنج فولیکول پر آب و منتظر است رضایت بدهد به پاره شدن. تا شاید یک شاهزاده سوار بر اسب تازان بیاید و ی...
ادامه مطلب